الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

351

إحياء علوم الدين ( فارسى )

سلوك راه دين ، پس حالت درويشى شايسته و فاضل‌تر ، زيرا كه در حرص و دوستى مال ، و در آن چه مقصود هر يكى استعانت بر راه دين نيست ، برابرند . پس برابر باشند در آن چه هيچكدام به سبب درويشى و توانگرى متعرض معصيت نشوند ، و ليكن از يك ديگر جدا شوند ، در آن چه توانگر با مال انس گيرد و دوستى آن در دل او مؤكد شود و با دنيا آرام گيرد ، و درويش مضطر دل از دنيا بردارد و دنيا نزديك او چون زندانى باشد كه از آن خلاص طلبد . و هر گاه كه همهء كارها برابر باشند و از دنيا دو مرد بيرون آيند ، يكى به دنيا مايل‌تر باشد ، حال او هر آينه سخت‌تر بود ، چه دل او به دنيا ملتفت باشد و از آخرت مستوحش به قدر مؤكد شدن انس او با دنيا . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : انّ روح القدس نفث في روعي : أحبب ما أحببت فانّك مفارقه ، « 40 » اى ، بدرستى كه جبرئيل در دل من دميد : دوست دار هر چه را خواهى كه تو از او جدا شونده‌اى . و اين تنبيه است بدان كه فراق محبوب سخت است . پس بايد كه چيزى را دوست دارى كه از آن جدا نشوى ، و آن خداى تعالى است ، و چيزى را كه از آن جدا شوى دوست ندارى ، و آن دنياست . زيرا كه چون دنيا را دوست دارى لقاى خداى را كراهيت دارى . پس قدوم تو بر مرگ بر چيزى باشد كه آن را كراهيت دارى ، و فراق تو از چيزى كه آن را دوست دارى . و هر كه از محبوب جدا شود ، رنج او در جدايى از آن به اندازهء دوستى و انس او باشد با آن . و انس يابندهء دنيا با دنيا بيش از آن باشد كه انس نايابنده ، اگرچه حريص باشد . پس اكنون بدين تحقيق روشن شد كه درويشى فاضل‌تر و شريف‌تر و شايسته‌تر است همه خلق را ، مگر در دو موضع : يكى آن كه توانگر مثل عايشه باشد ، كه وجود و عدم نزديك او يكسان باشد ، پس وجود او را مزيدى باشد ، چه بدان دعاها و جمع همتهاى فقرا و مساكين حاصل كند . و دوم درويشى از مقدار ضرورت ، چه آن نزديك است به كفر ، و در آن به هيچ وجهى از وجوه نيكويى نيست ، مگر چون وجود آن حيات او باقى دارد ، و او به قوت و حيات خود بر كفر و معاصى استعانت كند ، و اگر به گرسنگى بميرد هر آينه معاصى او كمتر باشد ، پس شايسته‌تر او را آن بود كه به گرسنگى بميرد و چيزى كه بدان مضطر باشد هم نيابد . پس اين تفصيل سخن است در درويشى و توانگرى . و نظر باقى ماند در درويشى حريص كه در طلب مال مولع باشد و جز آن همتى ندارد ، و در توانگرى كه كم حرص‌تر از او باشد در نگاه داشت مال ، و درد او در تفقد مال اگر مفقود شود چون درد درويش نباشد به درويشى خود . و اين در محل نظر است . و ظاهرتر آن است كه دورى ايشان از خداى به اندازهء قوّت درد ايشان باشد به فقد مال ، و نزديكى ايشان [ 265 ] به اندازهء ضعف درد ايشان به فقد آن . و علم خداى راست در آن .

--> ( 40 ) ربع عبادات ، ص 200 .